باران داغ

متن مرتبط با «کرد» در سایت باران داغ نوشته شده است

درد اینجاست که درد را نمیشود به هیچ کس حالی کرد

  • نیلوبلاگ

    *صرفن داستان پردازی های خیالی من؟!!!!!اسم ها مستعارند؟!!!نظرات خصوصی جواب داده نمیشوندنه مثبتم نه منفی،خنثی؛اگه منفی باشی مثبتم اگه مثبت باشی منفی ام اگه هم حد وسط باشی حد وسطم...خیلی طول میکشه از کسی خوشم بیاد،ولی با حتی یه کار کوچولو از چشمم میوفته...حالم از هرگونه دورویی به هم میخورهلطفا خودت باش...

    ادامه مطلب
  • سرم رو بلند کردم و نگاه کردم به چشمای عسلیش

  • نیلوبلاگ

    به سمتش رفتم..جلوم ایستاد.سرم رو بلند نکردم..چشم دوختم به علامت کوچیکه پایین کرواتش.فاصلمون کم شد.یه قدم به سمتم اومد-حالت خوبه؟دارو فکر کنم...وسط حرفش پریدم ...کاری که خیلی هم بهش عادت نداشتم و نداشت-اصلا حالم خوب نیست.تنها چیزی که میخوام اینه که برم خونه...-تو هیچ جا نمیری...اون دارو ممکنه یکم تاثیرات جانبی داشته باشه...سرگیجه داری یا داغی بدن؟داغی بدن؟؟من توی بدنم جونی نمونده بود تا بتونم حس کنمچشمام دوباره داشت خیس میشد و نیش اشک رو توشون احساس میکردم...دستام دیگه جونی نداشت..نمیدونم هجوم بیماری بود یا حرف هایی که از وبا هم بدتر بودن؟؟؟هرچه که بود مخرب تر از هر زلزله ای بود...کیفم از دستم ول شد:خواهش میکنم...بذارید برم..یه قدم جلوتر اومد و من عقب تر رفتم ...اعصاب نداشتم...میدونستم یکم بی...

    ادامه مطلب