خرید بک لینک
خداحافظی کردم ازش
دلم میخواست اون لحظه از صحنه ی روزگار محو بشم
پیاده شدم که همزمان با پیاده شدن من آرمان هم پیاده شد
دستش یه کیسه ی کوچیک و رنگی بود.به سمتم دراز کرد
-این برای شماست.آدم بهتره مسائل رو از عمق حل کنه تا این که بخواد پنهانشون کنه...به خصوص این که این پنهان کردن اصلا هم با شناخت آدم های اطراف نسبت به خود شخص سنخیتی نداشته باشه

تو تحلیل حرفش مونده بودم که خداحافظی کرد و رفت و من واقعا منظورش رو نگرفته بودم.خشک شده و کیسه به دست به رفتنش نگاه کردم.
کیسه رو باز کردم...با شیشه هایی که حاوی قرص های تقویتی و ویتامین بود..واقعا نمیدونستم چه حسی باید داشته باشم.قرص توی دستم خشک شده بود و نمیدونم چه قدر تو اون حالت موندم که با صدای بوق ممتد یه ماشین از بهتی که گرفتارش بودم درومدم...

برچسب: ماکان این روزا حالم عجیبه, نویسنده: باران کوهی تاريخ: چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت: 4:34

صفحه بندی